جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
11 بهمن 1387 ساعت 20:57

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا

با گسترش قيام مردم و خروج شاه از ايران ،‌ شاپور بختيار به عنوان آخرين و تنها اميد رژيم پهلوی به عنوان نخست وزير باقی مانده بود .

در اين روزهای سرنوشت ساز كه مصادف با اربعين امام حسين (عليه السلام ) بود ، صفوف مصمم انسانهای به پا خاسته و از جان گذشته با عزمی پولادين می رفتند تا سرنوشت مملكت خود را به دست بگيرند و همگی خواستار انحلال حكومت پهلوی و تشكيل حكومت اسلامی بودند . نها با شعار " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " خط مشی آينده انقلاب را ترسيم می نمودند .

امام (رحمه الله) در پيامی ، عزم خود را مبنی بر بازگشت به ايران اعلام می دارد و بختيار دستور بستن فرودگاههای كشور را می دهد . در پی انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها ، مردم خشمگين به خيابانها ريخته ، با تحصن و شعارهای كوبنده ، دولت بختيار را مخاطب قرار می دهند .

امام رحمه الله در روز پنج شنبه ، پنجم بهمن پس از آنكه از بازگشت ايشان به ايران جلوگيری شد ، ضمن مصاحبه ای فرمود :

من از ايرانيانی كه با من همراهی كرده اند متشكرم . من می خواستم فردا را در ميان ملت باشم و درهر رنجی كه آنها می برند من هم با آنها باشم . لكن دولت خائن از اين امر مانع شد و همه فرودگاههای ايران را بست . من پس از باز شدن فرودگاهها ، بلافاصله به ايران خواهم رفت و به او خواهم فهماند كه شما غاصب هستيد و خائن به ملت ما ، و ملت ما ديگر شما نوكرهای خارجی را تحمل نخواهد كرد . باری اينها بايد بدانند كه وقت آنكه قلدری بكنند گذشت . من ملت ايران را به ادامه نهضت دعوت می كنم و دعوت می كنم تا اين قلدرها را سر جای خودشان بنشانند ، لكن آرامش را از دست ندهند . من از همه ملت ايران تشكر می كنم و در اولين فرصت پيش مردمم به ايران خواهم رفت تا يا با آنها كشته شوم و يا حقوق ملت را بگيرم كه به ملت برگردانم . خداوند همه شما را توفيق بدهد ، ملت ايران بايد بداند كه اين شخص كه متكفل حكومت شده است ، به ايل خودش خيانت می كند . آن ايلی كه پشتوانه ايران بودند و رضا شاه آنها را از پای در آورد . اين شخص به ايل خودش ، به ملت خودش خيانت می كند . بايد ايل بختياری بداند كه اين اشخاص را كه به آنها خيانت می كنند ، از جلو راه ملت بردارند . بايد ارتش بداند كه اينها خيانتكارند و به آنها كمك نكند . بايد همه ايران بدانند كه توطئه ای در كار است . از اين توطئه بايد جلوگيری شود . اين آخرين قدمی است كه اين خائنين بر می دارند و ما انشاء الله اين قدم را هم می شكنيم و پيش شما می آييم و آنها را به جای خودشان خواهيم نشاند .

از امام ( رحمه الله ) سؤال شد : تصور می كنيد كه چه وقت به ايران برويد ؟ ‌فرمود :‌هر وقت كه منع برداشته شود من به ايران خواهم رفت و اگر بنا باشد خون من بريزد ، پيش رفقای خودم و همراه جوانهای ايران بريزد . ما از اين هيچ باكی نداريم و سرافرازی اسلام و ايران را می خواهيم .

http://www.tebyan.net/Monasebat/ayyam/image/12bahman-1.jpg

پر شكوه ترين استقبال تاريخ
مسئله مراجعت رهبر در راس همه مسائل قرار گرفت و اولين خواست اجتماعات و تظاهرات عظيم گرديد . مسجد دانشگاه تهران به مركز ثقل اين تقاضا تبديل شد . تحصن علما ، روحانيون و مدرسين حوزه ها در دانشگاه تهران ، مبارزه را شديدتر كرد .

سرانجام اين تحصن و فشارها ، بختيار را مجبور به گشودن فرودگاه كرد . كاركنان اعتصابی راديو و تلويزيون اعلام كردند برای ضبط و پخش مستقيم مراسم آماده اند . فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود .

روز 12 بهمن به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپيمای اير فرانس حامل امام ( رحمه الله ) به تهران نزديك می شود . فرستنده تلويزيون آماده پخش مستقيم مراسم استقبال بود و لحظه ورود ايشان را به معرض نمايش گذاشت . كه ناگهان با اشغال تلويزيون توسط گارد ، برنامه قطع و سرود شاهنشاهی پخش شد كه خشم عمومی را برانگيخت .

امام رحمه الله اولين سخنان خود را در فرودگاه مهرآباد با تشكر از ملت ايران آغاز كرد : " من از عواطف طبقات مختلف ملت تشكر می كنم . عواطف ملت ايران بر دوش من بار گرانی است كه نمی توانم جبران كنم ... ما بايد از همه طبقات ملت تشكر كنيم كه اين پيروزی تا اينجا به واسطه وحدت كلمه بوده است ....."

امام رحمه الله از فرودگاه مستقيما ‌به بهشت زهرا رفتند . دريايی از انسانها همه جا موج می زد و اتومبيل با كُندی می توانست حركت كند . ساعتها طول كشيد تا اين فاصله طی شد . اتومبيل حامل امام را دهها موتور سوار حفاظت می كرد . بر سقف آن جوانان عضو كميته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست می كردند كه راه را باز نمايند . صدها خبرنگار و عكاس در جلو ، با اتومبيلهای ديگر عكس می گرفتند تا هر چه زودتر اين حادثه تاريخی را مخابره نمايند . جمعيت استقبال كننده ، طول 33 كيلومتر فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بين 4 تا 8 ميليون نفر ، يعنی بيش از جمعيت آن زمان تهران تخمين زدند . صدها هزار نفر از شهر های مختلف كشور به تهران آمده بودند تا در اين استقبال از تهرانی ها عقب نمانند . ورود اتومبيل حامل امام (رحمه الله ) به بهشت زهرا امكان پذير نبود لذا از هليكوپتر استفاده شد . امام ( رحمه الله) در بهشت زهرا و در جايی كه هزاران شهيد راه وطن خفته بودند به فرياد آمد و فرمود : " من به پشتيبانی اين ملت دولت تعيين می كنم ، من تو دهن اين دولت می زنم ."

فرياد الله اكبر به آسمان بلند شد .... اين فرياد ميليونها مردمی بود كه حق خود می دانستند حكومت را خودشان برگزينند و اينك در مقام آن بودند تا با انقلاب ، قدرت سياسی را به دست گيرند . ايشان در اين سخنرانی ، كه يكی از پر جمعيت ترين اجتماعات تاريخ بود ، غير قانونی بودن رژيم سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح و خطوط آينده انقلاب را ترسيم نمودند .

 " بخشی از سخنرانی امام (ره ) در بهشت زهرا"


بسم الله الرحمن الرحيم
ما در اين مدت مصيبتها ديده ايم . مصيبتهای بسيار بزرگ و بعضی پيروزيها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده ، مصيبت زنهای ، جوان مرده ، مردهای اولاد از دست داده ، طفلهای پدر از دست داده .

من وقتی چشمم به بعضی از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد ، سنگينی بر دوشم پيدا می شود كه نمی توانم تاب بياورم . من نمی توانم از عهده اين خسارات كه بر ملت ما وارد شده است بر آيم . من نمی توانم تشكر از اين ملت بكنم كه همه چيز خودش را در راه خدا داد ، خدای تبارك و تعالی بايد به آنها اجر عنايت فرمايد . من به مادرهای فرزند از دست داده ، تسليت عرض می كنم و در غم آنها شريك هستم . من به پدرهای جوان از دست داده ، تسليت عرض می كنم . من به جوانهايی كه پدرانشان را دراين مدت از دست داده اند ، تسليت عرض می كنم . خوب ما حساب بكنيم كه اين مصيبتها برای چه به اين ملت وارد شد ، ‌مگر اين ملت چه می گفت و چه می گويد كه از آن وقتی كه صدای ملت در آمده است تا کنون ، قتل ، ظلم ، غارت و همه اينها ادامه دارد ؟ ملت ما چه می گفتند كه مستحق اين عقوبات شدند ؟ ملت ما يك مطلبش اين بود كه سلطنت پهلوی از اول كه پايه گذاری شد ، بر خلاف قوانين بود . آنهايی كه در سن من هستند ، می دانند و ديده اند كه مجلس مؤسسان كه تاسيس شد ، ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان ، مجلس مؤسسان را با زور سر نيزه تاسيس كردند و با زور ، وكلای آن را وادار كردند به اينكه به رضا شاه رای سلطنت بدهند .

پس ، اين سلطنت از اول امر باطلی بود ، بلكه اصل رژيم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است . برای اينكه ما فرض می كنيم كه ملتی تمامشان رای دادند كه يك نفر سلطان باشد ، بسيار خوب ، اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان ، رای آنها برای آنها قابل عمل است ، لكن اگر چنانچه ملتی رای دادند ( ولو تمامشان ) به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد ، او به چه حقی ، سرنوشت ملت بعد را معين می كند ؟‌ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است ما در زمان سابق ، فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه نبوديم ، اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه ‌يك رفراندمی تحقق پيدا كرد و همه ملت هم فرض كنيم كه رای مثبت دادند ، اما رای مثبت دادند بر آغا محمد خان قاجار . در زمانی كه ما بوديم و زمان سلطنت احمدشاه بود ، هيچ يك از ما زمان آغا محمد خان را ادراك نكرده ، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاريه ، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد ؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است . ملت در صد سال پيش از اين ، صدو پنجاه سال پيش از اين ، يك ملتی بوده ، يك سرنوشتی داشته است و اختياری داشته ولی او اختيار ماها را نداشته است كه يك سلطانی را برما مسلط كند . ما فرض می كنيم كه اين سلطنت پهلوی ، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختيار مردم تاسيس كردند ، اين اسباب اين می شود كه بر فرض ، اين امر باطل ، صحيح باشد . فقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر اشخاصی كه در آن زمان بودند ، اما محمدرضا سلطان باشد بر اين جمعيتی كه الان بيشترشان بلكه الا بعض قليلی از آنها ادراك آن وقت را نكرده اند ، چه حقی داشتند ملت آن زمان که سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند ؟ بنابراين سلطنت محمدرضا اولا” كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و سرنيزه تاسيس شده بود مجلس ، غير قانونی است ، پس سلطنت محمدرضا هم غير قانونی بوده ، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت ، معين كنند ؟ هر كسی سرنوشتش با خودش است ، مگر پدرهای ما ولی ما هستند ؟ مگر آن اشخاصی كه در صد سال پيش از اين ، هشتاد سال پيش از اين بودند ، می توانند سرنوشت ملتی را كه بعدها وجود پيدا می كند ، تعيين بكنند ؟ اين هم يك دليل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نيست . علاوه بر اين ، اين سلطنت كه در آن وقت درست كرده بودند و مجلس مؤسسان هم ما فرض كنيم كه ، صحيح بوده است ، اين ملتی كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد ، در اين زمان می گويد كه ما نمی خواهيم اين سلطان را . وقتی كه اينها رای دادند به اينكه ما سلطنت رضا شاه را ، سلطنت محمدرضا شاه را ، رژيم سلطنتی را نمی خواهيم ، سرنوشت اينها با خودشان است . اين هم راهی است برای اثبات اينكه سلطنت او باطل است ... من بايد عرض كنم كه محمد رضای پهلوی ، اين خائن خبيث رفت ، فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد . مملكت ما را خراب كرد . تمام اقتصاد ما آلان خراب و از هم ريخته است كه اگر چنانچه بخواهيم اين اقتصاد را به حال اول برگردانيم . سالهای طولانی با همت همه مردم نه يك دولت به تنهايي می تواند اين كار را بكند و نه يك قشر از اقشار مردم اين كار را می توانند بكنند ،‌ تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند اين به هم ريختگی اقتصاد را از بين ببرند . شما ملاحظه كنيد ، به اسم اينكه ما می خواهيم دهقانها را دهقان كنيم ، تا حالا رعيت بودند و ما می خواهيم حالا دهقانشان كنيم ، اصلاحات ارضی درست كردند ، اصلاحات ارضيشان بعد از اين مدت طولانی به اينجا منتهی شد كه به كلی دهقانی از بين رفت . به كلی زراعت ما از بين رفت و الان شما در همه چيز محتاجيد به خارج ، يعنی محمدرضا اين كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمريكا و ما محتاج به او باشيم در اينكه گندم از او بياوريم ، برنج از او بياوريم ، همه چيز را ، تخم مرغ از او بياوريم يا از اسرائيل كه دست نشانده آمريكا است ، بياوريم .

بنابر اين كارهايی كه اين آدم كرده به عنوان اصلاح اين كارها خودش فساد بوده است . قضيه اصلاحات ارضی ، لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده كه شايد تا بيست سال ديگر نتوانيم جبرانش بكنيم ، مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سالهايی بگذرد و جبران شود. فرهنگ ما را يك فرهنگ عقب نگهداشته درست كرده است ، به طوريكه الان جوانهای ما تحصيلاتشان در اينجا تحصيلات تام وتمام نيست و بايد بعد از اينكه مدتی در اينجا يك نيمه تحصيلی كردند آن هم با اين مصيبتها ، بروند در خارج تحصيل كنند . ما پنجاه سال است ، بيشتراز پنجاه سال است دانشگاه داريم و قريب سی و چند سال است كه اين دانشگاه را داريم . لكن چون خيانت شده است به ما ، از اين جهت رشد نكرده و رشد انسانی ندارد . تمام انسانها و نيروی انسانی ما را از بين برده است اين آدم .


اين آدم به واسطه نوكری كه داشته ، مراكز فحشا درست كرده ، تلويزيونش مركز فحشاست راديواش بسيارش فحشاست ، مراكزی كه اجازه دادند برای اينكه باز باشد ، مراكز فحشاست . اينها دست به دست هم دادند . در تهران مركز مشروب فروشی بيشتر از كتابفروشی است ، مراكز فساد ديگر الی ما شاء الله است . برای چه ؟ سينمای ما مركز فحشاست . ما با سينما مخالف نيستيم ، ما با مركز فحشا مخالفيم . مابا راديو مخالف نيستيم ، با فحشا مخالفيم . ما با تلويزيون مخالف نيستيم ، با آن چيزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نيروی انسانی ماست ، مخالفيم .

ما كی مخالفت كرديم با تجدد و مراتب تجدد ؟ مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پايش را در شرق گذاشت خصوصاً در ايران ، با چيزی كه بايد از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده اند . سينما يكی از مظاهر تمدن است كه بايد در خدمت اين مردم و تربيت اين مردم باشد ، شما می دانيد كه جوانهای ما را ازاينها به تباهی كشيده اند و همين طور ساير اين جاها . ما با اينها در اين جهات مخالف هستيم . اينها به همه معنا خيانت كردند به مملكت ما .

و اما نفت ما ، تمام نفت ما را به غير دادند ، به آمريكا و غير از آمريكا دادند . آنی كه به آمريكا دادند ، عوض چه گرفتند ؟ عوض ، اسلحه برای پايگاه درست كردن برای آقای آمريكا . ما هم نفت داديم وهم پايگاه برای آنها درست كرديم . آمريكا با اين حيله كه اين مرد هم دخالت داشت ، با اين حيله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پايگاه درست كرد يعنی اسلحه آورده اينجا كه ارتش ما نمی تواند اين اسلحه را استعمال بكند ، بايد مستشارهای آنها باشند ، بايد كارشناسهای آنها باشند . اين هم از ناحيه نفت كه اين نفت ما که اگر چند سال ديگر خدای نخواسته اين عمر پيدا كرده بود عمر سلطنتی پيدا كرده بود ، مخازن نفت مارا تمام كرده بود . زراعتمان را هم كه تمام كرده ، ‌اين ملت به كلی ساقط شده بود و بايد عملگی كند برای اغيار . ما كه فرياد می كنيم از دست اين ،‌ برای اين است . خون جوانهای ما برای اين جهات ريخته شده ، برای اينكه آزادی می خواهيم ما . ما پنجاه سال است كه در اختناق به سر برديم ، نه مطبوعات داشتيم ، نه راديوی صحيح داشتيم ، نه تلويزيون صحيح داشتيم ، نه خطيب می توانست حرف بزند ، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند ، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد ، نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند ، در زمان ايشان هم همين اختناق به طريق بالاتر باقی است و باقی بود . الان هم باز نيمه حشاشه او كه باقی است ، نيمه حشاشه اين اختناق هم باقی است . ما می گوييم كه خود آن آدم ، دولت آن آدم ، مجلس آن آدم ، تمام اينها غير قانونی است و اگر ادامه به اين بدهند اينها مجرمند و بايد محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنيم ...