جاذبه هاي گردشگري تاريخي
بافت بشرویه نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
27 تیر 1388 ساعت 13:09
کوير، همواره با شنيدن اين واژه اولين چيزي که از ذهن گذر مي کند، گرما و خشکي هواي اين منطقه است. بله اين آب و هوايي که ما از کوير در ذهن داريم مي تواند شرايط نامناسب و يا حتي غير قابل تحملي را براي زندگي ايجاد کند. اما مردم در اين مناطق با استفاده از ابزارهاي مختلف از جمله معماري، اين شرايط را براي خود راحت و قابل تحمل کرده اند. در اين ميان نقش جز ئيات اجرايي براي تحقق بخشيدن به اين موضوع بسيار پررنگ مي باشد. اما در همين راستا مهمترين مسئله براي ساکنين، خنک کردن و انتقال هواي سرد به داخل بنا مي باشد. يکي از اقدامات مردم درباره اين مسئله، ايجاد مجموعه اي از حفره ها از طريق آجر چيني خاصي به صورت يک شبکه انجام مي شده است. اين شبکه ها به دليل اختلاف دما اجازه ي ورود هواي خنک را در تابستان به داخل فضا مي دهد و داخل را خنک مي کند. اين ديتيل مانند بسياري ديگر از ديتيل هاي معماري علاوه بر عملکرد اصلي، ديگر کاربرد هايي دارد از جمله، اين شبکه ها يکي از مهمترين عوامل تز ئين بناها مي باشند، به همين دليل است که انواع مختلفي از سبک هاي چينش در اجراي اين شبکه ها مشاهده مي کنيم.همچنين اين شبکه در امر رساندن نور به داخل بنا يکي از اصلي ترين قسمت ها مي باشند. اما در مورد هايي که امکان ايجاد چنين شبکه هايي داخل ديوار نبوده با استفاده از بادگيرها که مي توان گفت شکل پيشرفته اين شبکه ها و شکل سنتي کولر هاي امروزي است و روي بام بنا ساخته مي شده جريان هواي خنک را به داخل هدايت مي کردند.

بافت بشرویه 

بافت بشرویه
 
 

بافت بشرويه
 
 
 
 
 
قلعه ي دختر نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
27 تیر 1388 ساعت 12:57
قلعه دختر شهرستان بشرویه

  
نمايش تصوير بزرگتر قلعه دختر شهرستان بشرویه

قلعه ي دختر اين قلعه بر بالاي قله اي مخروطي شكل قرار گرفته است و در خصوص سابقه ي تاريخي اين قلعه نظراتي وجود دارد مبني بر اين كه اين بنا از دوره ي ساسانيان باقي مانده است و هم چنين اين كه اين قلعه در زمان فرقه ي اسماعيليه بنا شده است .

وتا کنون هیچ بودجه ای برای تعمیر وحفظ آن اختصاص نیافته وهمچنان در حال نابودی است...........

 
خانه مستوفی نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 1
27 تیر 1388 ساعت 12:33
نام اثر: خانه مستوفی
شماره ثبت: 11620
تاریخ ثبت: 5 تیر 1384
نشانی اثر: شهرستان بشرویه، خیابان ملا عبدالله تونی بشروی، کوچه مستوفی

منزل مستوفی در خیابان ملاعبدالله تونی بشروی و کوچه مستوفی شهر بشرویه قرار دارد این عمارت از جمله بناهای اعیانی است که در دوره قاجاریه ساخته شده و متعلق به شخصی بنام مستوفی می باشد.
سبک معماری و بادگیرهای زیبا و ساباط در جانب شمال شرقی این سازه و تزئینات گچی در بخشهای دیگر بنا از ویژگیهای بارز منزل مستوفی بشمار می رود. پلان کلی عمارت مستطیل شکل می باشد و ورودی آن در میانه ضلع جنوب غربی واقع شده. پس از ورودی دالانی که عرض قرار دارد که به حیاط متصل می شود در طرفین دالان ورودی دو اتاق کوچک تعبیه شده است. صحن حیاط فضایی مستطیل شکل دارد که با آجرهایی مربع شکل فرش شده است.
در ضلع شرقی این عمارت ایوانی بزرگ قرار دارد که بر فراز آن سه بادگیر عظیم تعبیه شده، این بادگیرها شامل یک بادگیر مستطیل شکل بزرگ در میانه و دو بادگیر 8 ضلعی در طرفین اند بادگیر مستطیل شکل دارای 12 چشمه در طرفین می باشد و به فضای درون ایوان منتهی می گردد. دو بادگیر دیگر به زیرزمینی که در زیر ایوان واقع شده راه دارند.
ایوان، پوشش مسطح دارد و در بخش فوقانی با دو ستون 8 ضلعی و دو نیم ستون و سه قوس گهواری ای مزین شده است فضای طرفین ایوان بصورت دو اشکوبه است.
 
کاروانسرای اصفاک نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
27 تیر 1388 ساعت 12:31
ام اثر: کاروانسرای اصفاک
شماره ثبت: 16475
تاریخ ثبت: 27 آبان 1385
نشانی اثر: شهرستان بشرویه، دهستان علی جمال، روستای اصفاک

این‌ بنا در شهرستان‌ بشرویه‌ - دهستان‌ علی‌ جمال‌ - روستای‌ اصفاک‌ واقع‌ است‌ و در ضلع‌ جنوبی‌ میدان‌ ورودی‌ روستا قرار دارد و کاروانسرای‌ اصفاک‌ نامیده‌ می‌شود. چون‌ این‌ بنا فاقد کتیبه‌ است‌ با توجه‌ به‌ سبک‌ معماری‌ بنا و ویژگی‌های‌ ظاهر آن‌ این‌ طور به‌ نظر می‌رسد که‌ بنا متلعق‌ به‌ قاجاریه‌ باشد و چون‌ این‌ بنا در روستای‌ اصفاک‌ واقع‌ شده‌ آن‌ را کاروانسرای‌ اصفاک‌ می‌گوییم‌.
سردر ورودی‌ بنا در وسط‌ ضلع‌ شمالی‌ آن‌ قرار دارد. در طرفین‌ این‌ ورودی‌ که‌ طاقی‌ با قوس‌ هلوچین‌ دارد تختگاههایی‌ قرار گرفته‌اند. پس‌ از وارد شدن‌ از این‌ درب‌، با فضای‌ هشتی‌ مواجه‌ می‌شویم‌ با سقف‌ گنبدی‌ رفیع‌ و با شکوه‌ و آجرچینی‌ فوق‌العاده‌ زیبا. در طرفین‌ هشتی‌ تختگاههایی‌ متعلق‌ به‌ کاروانسالار قرار دارند که‌ هر یک‌ راه‌ پله‌ای‌ رو به‌ پشت‌ بام‌ و اتاقی‌ بی‌ روزنه‌ برای‌ آسودن‌ دارد. در طرفین‌ طاق ورودی‌ به‌ حیاط‌ پستوهایی‌ تعبیه‌ شده‌ است‌. حیاط‌ کاروانسرا فضایی‌ وسیع‌ و مستطیل‌ شکل‌ است‌ که‌ دور تا دور آن‌ را صفه‌ها و اتاقهایی‌ با ایوان‌ رو به‌ حیاط‌ تشکیل‌ می‌دهد.
ایوان‌ رو به‌ ورودی‌ حیاط‌ کاملاً مشابه‌ و هم‌ اندازه‌ با ایوان‌ روبرو، عریض‌تر و مرتفع‌تر از ایوانهای‌ مجاورش‌ خودنمایی‌ می‌کند. فضای‌ زیر این‌ ایوان‌ صفه‌ای‌ است‌ که‌ دردیوارهای‌ اطرافش‌ طاقنماها و طاقچه‌هایی‌ قرار دارد و مختص‌ پذیرایی‌ از مسافران‌ و مهمانان‌ خاص‌ است‌. دروسط‌ اضلاع‌ شرقی‌ و غربی‌ بنا، صفه‌هایی‌ با یک‌ طاق معمولی‌ (مشابه‌ طاق سایر ایوانها) و دو طاق کوچکتر در طرفین‌ مشاهده‌ می‌شود که‌ به‌ نظر می‌رسد فضاهای‌ نشیمن‌ عمومی‌ این‌ کاروانسرا است‌. (کاروانسراها با اجتماع‌ مردم‌ گوناگون‌ در آن‌ محل‌ برخورد اندیشه‌ها و تبادل‌ نظرها درباره‌ مسائل‌ اجتماعی‌ و بیان‌ خاطرات‌ و وقایع‌ و آداب‌ و رسوم‌ و مسائل‌ مذهبی‌ اقوام‌ مختلف‌ بوده‌ است‌.
بی‌تردید این‌ بحث‌ و گفتگو و مناظره‌ها تأثیر شگرفی‌ در بیداری‌ افکار عمومی‌ و آگاهی‌ مردمی‌ که‌ از جاهای‌ مختلف‌ آمده‌ و اینک‌ در یک‌ مرکز دور هم‌ جمع‌ شده‌ بودند داشته‌ است‌.
 
 
روایتی خواندنی از زبان تیمور لنگ در مورد مردم ایران در 700 سال پیش نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
22 ارديبهشت 1388 ساعت 00:06

مطالب زیر را در یکی از وبسایتها دیدم با اجازه نویسنده آن در این بخش گذاشتم شما هم مطالعه کنید


شنبه 5 اردیبهشت1388

روایتی خواندنی از زبان تیمور لنگ در مورد مردم ایران در 700 سال پیش
بخش جذاب دیگری از کتاب " منم تیمور جهانگشا " نوشته مارسل بریون را برای شما انتخاب کردم . در این بخش تیمور از فرهیختگی و دانشمندی و تمدن مردم شهر بشرویه - از شهر های جنوب خراسان - می گوید . خواندنی است . ما را به این فکر فرو می برد که چه بوده ایم و چه شده ایم ! ؟ ... چند روز بعد نزدیک شهر " بشرویه" رسیدم که می گفتند تمام سکنه آن دانشمند هستند . عده ای از دور پیدا شدند به نظر می رسید بزرگان شهر هستند که به استقبال من می آیند. ولی وقتی به نزدیک امدند مشاهده نمودم همه روستایی هستند و جامه آنها نیز کرباس ابی است و چون هوا قدری سرد بود قبایی از پشم روی آن پوشیده بودند. گویی در آن شهر جز کرباس آبی و پارچه پشمین خاکستری ، پارچه رنگی وجود ندارد. همه دستار بر سر داشتند که سرپوش عمومی خراسانی ها بود. ریش سفیدی از میان انها جلو امد و با شعری به من خوش امد گفت . از او پرسیدم امیر این شهر کیست ؟ پاسخ داد این شهر امیر ندارد . با تعجب از او پرسیدم چگونه بدون امیر امنیت برقرار است و احکام شرع و عرف اجرا می گردد ؟ ان مرد گفت احکام شرع و عرف را خود به اجرا می گذاریم . وقتی وارد شهر شدم از وسعت معابر متعجب شدم. ما در سمرقند هم چنین معابری نداشتیم . سکنه شهر که در سر راهم ایستاده بودند توبره ای داشتند و و چیزی از ان بیرون می آوردند و آن را به دوقسمت تقسیم می کردند . یکی را در جیب چپ می گذاشتند و دیگری را در جیب راست. بعدا فهمیدم انها در توبره خود پشم بز نگه می دارند و آنها موی بز را از کرک جدا می کنند و تا از کرک " برک " ببافند و از موی بز جاجیم و گلیم ببافند . برک از پارچه های پشمین چین هم لطیف تر بود و من پارچه ای به آن لطافت در عمرم ندیده بودم. در بازدید از یکی از کارگاه های نساجی خواستم به تمام کارگران آن نفری یک سکه هدیه دهم اما آنها نپذیرفتند! از مقابل یک بقالی گذر کردم .دیدم صاحب ان بقالی در هنگام دست بردن به پیمانه این آیه را خواند : " ویل للمطففین الذین کتالوا علی الناس یستوفون " از شنیدن این آیه از سوره "المطففین" از دهان آن بقال حیرت کردم . تصور نمیکردم قرآن بداند و آنرا حفظ باشد و بفهمد. از او پرسیدم معنای " ویل المطففین " چیست ؟ پاسخ داد " بدا بر حال کم فروشان" و بعد شان نزول آیه و آیه قبل و بعد ان را برای من خواند و تفسیر کرد و من بسیار متحیر شدم . به او گفتم ای نیک مرد استادان من در جوانی نمی توانستند به خوبی تو قرآن بخوانند و ترجمه کنند و درک کنند. ولی تو برای چه در این موقع این آیات را خواندی ؟ گفت ای امیر من هربار که میخواهم دست به ترازو ببرم برای انکه خدا را در نظر داشته باشم چنین می کنم . به هنگام نماز به سمت مسجد این شهر حرکت کردم تا با این مردم فرهیخته نماز گذارم . در راه دیدم دکانداران جامه خود را عوض می کنند و لباسی بهتر می پوشند و بدون آنکه دکان خود را ببندند عازم مسجد می شدند . چون بشرویه دزد نداشت تا کسی از بیم ان دکان خود را ببندد.  از یکی از انها پرسیدم چرا جامه خود را تعویض می کنید ؟ بی درنگ این آیه از سوره اعراب را برای من خواند : " یا بنی ادم خذوا زینتکم هند کل مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفو انه لا یحب المسرفین" به ریش سفید آن شهر گفتم تا امروز من بر خود می بالیدم که حافظ القرآن هستم . اما مردم این شهر همه حافظ القرآن هستند. بعد از نماز در مقابل یک دکان عطاری شنیدم دکاندار این آیه را خواند : " و اوفوا الکیل اذاکلتم وزنوا بالقسطاس المستقیم " از او پرسیدم آیا معنای قسطاس را میدانی ؟ گفت ترازو ! حیرت وجود مرا گرفت . هر بار که از مقابل یک دکان رد می شدم دکاندار آیه ای از قرآن را می خواند که مربوط به کم فروشی و رعایت عدل و انصاف در معامله بود. تمام سکنه شهر بی انقطاع کار میکردند و ان شهر بی کار نداشت ! ریش سفید و امام جماعت بشوریه برای من حکایت کرد از روزی که سکنه ان شهر به یاد دارند درآنجا سرقت روی نداده ، و کسی دیگری را به قتل نرسانیده ، کسی در هنگام معامله یا مکالمه صدای خود را بلند نکرده است و بر سر ارث هیچ گاه اختلافی رخ نداده است. در این شهر هرگز زندان و قاضی و گزمه وجود نداشته است . شغل امام جماعت این شهر نیز زراعت بود و فقط هنگام اقامه نماز به شهر می آمد و بقیه روز مشغول زراعت بود. در این شهر زنان نیز چون مردان قران می خوانند و می نویسند . درهنگام خروج از بشرویه خواستم به ریش سفید انجا اسبی به هدیه بدهم اما او ان را نیز نپذرفت .

در هنگام خروج از بشرویه فرمانی صادر کردم تا روزی که اعقاب من حکومت می کنند هیچ کس به هیچ بهانه ای بشرویه را مورد حمله قرار ندهد و انجا را دارالعلم و دارالامان اعلام کردم.

لینک منبع:باز باید سرنوشت از سر نوشت
 
بشرویه مروارید کویر نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
23 مهر 1387 ساعت 16:23

بشرویه، مروارید کویر بشرویه، شهری است در حاشیه کویر و تاثیرات طبیعی و اقلیمی کویر باعث شکل گیری نوعی خاص از معماری منازل در بافت‌های روستایی و شهری این منطقه گردیده است. کوچه‌های پرپیچ و خم، نماهای کاهگلی، سقف‌های گنبدی و بادگیرها از خصوصیات عمده فضاهای مسکونی بشرویه‌اند.

 جاذبه‌هاي گردشگري _ بشرویه، شهری است در حاشیه کویر و تاثیرات طبیعی و اقلیمی کویر باعث شکل گیری نوعی خاص از معماری منازل در بافت های روستایی و شهری این منطقه گردیده است. کوچه های پرپیچ و خم، نماهای کاهگلی، سقف های گنبدی و بادگیرها از خصوصیات عمده فضاهای مسکونی بشرویه‌اند.

فضای داخلی خانه‌های بافت قدیم بشرویه:

1. مون سرا: حیاط

2. اتاق نشیمن تابستانی دارای بادگیر، نشیمن زمستانی آفتاب‌گیر است. ولی در بعضی دیگر زمستان‌ها روزنه بادگیر را مسدود می‌کردند. در فصل تابستان مجددا روزنه بادگیر را می گشاید.

3. اتاق: صاحب‌خانه تا حد امکان و بر اساس توان مالی که در اختیار دارد اتاق را در مجاورت نشیمن برای میهمان آماده نگاه می‌داشته است.

4. مطبخ: همان آشپزخانه است و از ملحقات مطبخ، تنور و اجاق در دو انداز ه متفاوت می‌باشد.

5. ننجه دو: انبار آذوقه

6. آغل: محل نگهداری احشام و طیور

7. کاهدان: محل نگهداری احشام و طیور

8. صوفه: دالانی مسقف است که درهای اتاق‌های نشیمن بدان باز می‌شود. صوفه در تابستان به خاطر سایه گستری اش بسیار خنک است. و معمولا فعالیت های اهل منزل در این مکان انجام می شود.

9. حوضخانه: فضای 6 یا 8 ضلعی که در میان آن حوض تعبیه شده است. سقف حوض‌خانه کلاه فرهنگی است.

10. سردابه سردار در زیرزمین ایوان تابستانی، فضایی وجود دارد که ادامه کانال بادگیر به آن متصل می شود. این مکان به وسیله پنجره‌هایی کوتاه و مشبک به حیاط مرتبط می‌شود. سردابه در تابستان محلی سرد و خنک برای اهالی منزل است.

11. شاه نشین: قسمتی از ایوان تابستانی است که مشرف به ایوان اصلی است، بخشی از کانال بادگیر به این مکان راه دارد که در خنک کردن فضای موجود در شاه نشین بسیار موثر است.

12. بادگیرها: بادگیرها از ملحقات منازل مناطق گرمسیری اند. بادگیرها در منازل معمولی یک طرفه یا دو طرفه‌اند. اما در خانه‌های بزرگ‌تر بادگیرهای چهارطرفه بیشتر کاربرد دارد.

منبع:

©CHN(Cultural Heritage News Agency)
 
بادگير هاي خانه مستوفي نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 4
02 تیر 1387 ساعت 20:21